پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر

جملات طنز و جالب

 

  کاربر مهمان، خوش آمديد!
         

 

 
 


 
درباره :
پروفایل مدیر : امیررضا
 

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 


 


 


 
 
این هم اخرین جوک ها در باره ی اصفهانی ها
 

  نوشته شده توسط امیررضادر تاریخ ۱۳۸٦/٩/۱۸  
 

داستان واقعی: زمان دانشجویی با یکی از دوستان که اصفهانی بود با ماشینش رفته بودیم بیرون (دوتایی), این رفیق ما یه جارو خلاف رفت و پلیس جلوشو گرفت و جریمش کرد, آقا چشمتون روز بد نبینه این رفیق ما یغه مارو چسبید که موقع خلاف و جریمه شدن تو هم تو ماشین بودی باید نصفشو بدی!                                                                                                       یک روز یک اصفهانی به پسرش میگه بابا برو در خونه همسایه و اره انها رو بگیر پسر میره و میاد میگه بابا نداد بابا میگه محترمانه بگو پسر میره و محترمانه میگه و بعد میاد میگه بابا نداد بابا باز میگه این دفعه برو خواهش کن پسر میره و بعد میاد میگه بابا نداد گفت به تو بگم که ما اره نداریم و بعد بابا میگه که عجب مردم خسیسی نمیخواد برو اره خودمونو از تو انباری ور دار بیار  

یه اصفهانیه به دوستش میگه : حسن خودکار داری . میگه نه جوهرش تموم شده . به اون یکی دوستش میگه : مجتبی مداد داری میگه نه مدادم نوکش شکسته . اصفهانیه میگه ای بدبختا حالا باید از خودکار خودم استفاده کنم.  

این جوک نیست که می خوام بگم یک اتفاق واقعی است من تو شرکتی کار می کنم که گهگاه از شهرهای دیگر بسته های پستی داریم که باید برایشان پس بفرستیم معمولا به خود اشخاص می گیم که هزینه پست را برایمان بگذارند.(معمولا1000 تومان) یک روز یک آقایی از اصفهان تماس گرفت و قرار شد بسته اش را برای ما بفرسته و ما نیز گفتیم که هزینه پست برایمان بگذارید خلاصه بعد از خیلی چکو چونه زدند گفتم که هرچقدر دوست داری بگذار داخل پاکت . گذشت و بعد از دوهفته بسته ایشون رسید دستمان می دونید چقدر داخل پاکت گذاشته بود ؟... ما که همگی مردیم از خنده شما رو نمی دونم . ایشون 50 تومان گذاشته بودند.

اصفهانیه داشته تو اتوبان 180 تا سرعت میرفته، افسره جلوشو میگیره، بهش میگه: شما گواهینامه دارین؟ یارو میگه نخیر! میگه: کارت ماشین چی؟ مرده میگه: دارم ولی مال خودم نیست، مال اون بدبختیه که جسدش تو صندوق عقبه! افسره کف میکنه، میره سریع به مافوقش گذارش میده. خلاصه بعد از یک ربع سرهنگ مافوقش میاد، از مرده میپرسه: آقا شما گواهینامه و کارت ماشین ندارین؟! یارو میگه: چرا قربان، بفرمایین! دست میکنه از تو داشبرد گواهینامه و کارت ماشین رو درمیاره، میده خدمت سرهنگ. سرهنگه میگه: می‌تونم صندوق عقب ماشینتونو بازرسی کنم؟ اصفهانیه میگه: خواهش میکنم، بفرمایید. سرهنگه میره در صندوق عقب رو باز میکنه، میبینه اونجا هم خبری نیست. برمیگرده به مرده: ولی زیردست من گزارش داده که شما گواهینامه و کارت ماشین ندارین و یه جسد هم تو صندوق عقب ماشینتونه! اصفهانیه میگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون که مشاهده کردین. به خدا این افسره عقده‌ایه! دوست داره بیخودی به ملت گیر بده! لابد بعدشم گفته که من داشتم 180 تا سرعت می‌رفتم!    

 یه روز یه اصفهانی با زن وپسرش میرن کنار رودخونه برای پیکنیک که برای‎ ‎نهارشون سه تا تخم مرغ می برند!!!!!! یدفعه پسرشون را آب ‏می بره که پدره داد می زنه:‏‎ ‎خانوم بچه رو آب برد ‏‎ ‎دو تا تخم مرغ بیشتر درست نکن!!!‏ *** ولی خدایشش تا حالا من با 3 تا اصفهانی دوست شدم هیچکدامشان خسیس نبودند .. بر عکس کاملا دست و دلباز بودن***  

اصفهانیه میخواسته جک بگه می گه باشه برای بعد ازش می پرسن چرا بعد می گه انرژی مصرف می شه  

یک اصفهانی چایی مییارد برای مهموناش ولی قند نمی یارد می گه به قند بالای یخچال نگاه کنید و چای بوخورید یه بچه ای میرد تو بهر قنده اصفهانیه میزنه پشت کله پسره ها می گه من گفتم چای با قند بوخور نه چای شیرین  

اصفهانیه پسرشو میگذاره دانشکده افسری، رفیقاش بهش میگن: بابا اینکه درسش خوب بود، میگذاشتی دکتری، مهندسی چیزی میشد، اصفهانیه میگه: آخه میخوام وقتی درسش تموم شد باهم کلانتری باز کنیم!!  

1ارمنیه و ترکه و رشتیه و اصفهانیه یک عمر رفیق بودن. باری، از بخت بد، ارمنیه مرحوم میشه، باقی رفقا هم میرن تشییع جنازش. رسم این ملت هم گویا این بوده که هرکدوم از نزدیکان باید دم آخری یک پولی مینداختن تو قبر. خلاصه اول ترکه میره بالاسر قبر و کلی گریه زاری میکنه و آخر هم دست میکنه، ده تا هزاری میندازه تو قبر. بعد رشتی میاد باز کلی آه و ناله میکنه و بعد هم دست میکنه ده تا هزاری میندازه تو آخری نوبت اصفهانیه میشه، میاد جلوی قبر کلی گریه زاری میکنه، آخرش هم با بغض میگه: شرمنده، من صبح وقت نشد برم بانک پول بگیرم. بعد یک چک سی‌هزارتومنی می‌نویسه میندازه تو قبر، بیست‌هزارتومن بقیشو برمیداره!!! )  

به یه اصفهانی می گند جوجه را بخش کن میگه چوری  

یه بار یه شیرازی وارد اصفهان میشه از یه اصفهانیه می پرسه :آقا این طرفا دستشویی کجاست؟ اصفهانیه می گه: ته این خیابون زیر یه رستوران پله ها رو بگیر برو پائین. شیرازیه می گه :ممنون آخه یه بدهی به اصفهانیها دارم می خوام بدمو بیام. اصفهانیه که می بینه رودست خورد در جواب می گه:ندادی هم ندادی دادا تا ته بخور یه آب هم روش  

اصفهانیه در حال مرگ بوده از زنش می پرسه محمد کجاست ؟ زنش میگه : همین جا کنارت نشسته . میگه علی کجاست ؟ زنش میگه اونطرفت نشسته . میگه حامد کجاست ؟ میگه اونم همین جاست . یهو داد می زنه پس برای چی چراغ اون اتاق بی خودی روشنه ؟؟؟  

به یه اصفهانیه میگن اگه فضولی نکنی نصف بهشتو بهت می دیم. بلافاصله میگه : آ نصفی دیگه شا می خین چیکار کونین؟  

یک اصفهانی گوشت خورد مرد.  

یه بابای اصفهانی می خواند بچشو نصیحت کنه می گه همیشه سر به زیر باش. پسر میگه : خوب چرا بابایی؟ پسر جان به سه دلیل: 1-می گن پسر سر به زیریه 2- اگه سکه ای رو زمین باشه بر می داری3- پشت یغت چرک نمی کنه تا هی پیرهن یشوریم مصرف آبمون بره بالا0:)  

به یه اصفهانی می گن بایاماهاجمله بساز:!!!!!!! می گه:شماها خسیسین یاماها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!  

اصفهانی هارو میشه از چند چیز شناخت 1. وقتی نوشابه میخورن همش تهشو نگاه میکنن میخوان ببینن کی تمام میشه 2. بستنی لیوانی که میخوان بخورن درشو میلیسن 3. شلوار خونگی راه راه همیشه تنشونه 4. وقتی جلوی در خونشون ایستادین و ذارین صحبت میکنین نمیگن بیاین تو حالا چرا نمیای داخل؟؟؟؟؟؟؟  

چندنفرمیخواستندبه پیک نیک بروند.تهرانی گفت:ماشینش بامن .رشتی گفت:ماهی کبابش با من.یزدی گفت:من هم برایتان قطاب میاورم. اصفهانی گفت:حالا که هر کدامتان چیزی می اورید من هم داداشم را می اورم.  

یه روز یه اصفهانی و یه تهرانی و یه سنندجی یه غذا خوب (بریانی ) پیدا می کنند و با هم شرط می بندند که هر کی شب بهترین خواب را ببیند غذا تحویل ان داده می شود شب میخوابند و صبح بیدار می شوند تهران می گد من دیشب خواب دیدم ملکه ونیز شده ام سنندجیه می گد من خواب دیدم تمام جهان در دست من است 0=| اصفانیه می گد برای هم خالی نبندید من دیشب که شما خواب بودید غذا را خوردم 0-|  

یه روز یه اصفهانی و یه تهرانی و یه سنندجی یه غذا خوب (بریانی ) پیدا می کنند و با هم شرط می بندند که هر کی شب بهترین خواب را ببیند غذا تحویل ان داده می شود شب میخوابند و صبح بیدار می شوند تهران می گد من دیشب خواب دیدم ملکه ونیز شده ام سنندجیه می گد من خواب دیدم تمام جهان در دست من است 0=| اصفانیه می گد برای هم خالی نبندید من دیشب که شما خواب بودید غذا را خوردم 0-|  

یه روز یه اصفهانی و یه تهرانی و یه سنندجی یه غذا خوب (بریانی ) پیدا می کنند و با هم شرط می بندند که هر کی شب بهترین خواب را ببیند غذا تحویل ان داده می شود شب میخوابند و صبح بیدار می شوند تهران می گد من دیشب خواب دیدم ملکه ونیز شده ام سنندجیه می گد من خواب دیدم تمام جهان در دست من است 0=| اصفانیه می گد برای هم خالی نبندید من دیشب که شما خواب بودید غذا را خوردم 0-|   

از 5 راه میشه تشخیص داد یه نفر اصفهانیه ، اول اینکه همشون زیرشلواری آبی راه راه می پوشن ( البته شاید با خوندن این مطلب سریع اونو عوض کنن ) ، دوم اینکه با خوردن هر قلوب نوشابه نگاهی به شیشه میکنن به کجا رسیده ، سوم اینکه تا در بستنی رو باز میکنن سریع یه لیس به درش میزنن ، چهارم اینکه وقتی براشون مهمون میاد دم در می ایستند و به جای اینکه بگویند بفرمائید تو میگن چرا نمیای تو ، پنجم اینکه من اصفهانی نیستم ، ولی چرا این کار ها رو میکنم   

اصفهانیها چهلستون را میساختند 22تاستونش را برای روز مبادا نگه داشتند  

 

  روز یه اصفهانیه یه سکه 25 تومانی دستشه و داره از زیر دستش اب میچکه رو به دستش میکنه میگه تا 10 روز دیگه هم گریه کنی خرجت نمیکنم؟!؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!  

 

یکروز یک اصفهانیه یک مگس درون چایش می افتد بعد از اینکه مگس را در میآورد به مگس می گوید تف کن تف کن.  

یه اصفهانیه میره خواستکَاری برای اقا زادش بابای دختر میبرسه شما در دختر من جه جیزی دیدین که اومدین خواستکَاری در دخترتون هیجی والا ولی تو حساب بانکی شما یک جیز هایی دیدیم (البته با لهجه )  

با عرض معذرت از تمامی دوستان عزیز: اصفهانیه داشته تو خیابون میرفته که یهو میبینه اوضاع دل و روده خرابه و به شدت نیاز به قضای حاجت داره! خلاصه یخورده اطراف چرخ میزنه تا آخر یک توالت عمومی پیدا میکنه. خوشحال و خندان میره تو که یهو دم در یک مردک لندهور جلوشو میگیره، میگه: کجا عمو؟! اینجا توالتش ورودی داره، 200 تومن! اصفهانیه شاکی میشه، میگه: انصافتو شکر! یک ریدن دویست تومن؟! نمیخوام! خلاصه میاد بیرون، یکم دیگه چرخ میزنه میبینه نه اوضاع خیلی خرابه، برمیگرده، میگه: درک بیا اینم دویست تومن. یارو میگه: نـُچ! نرخا بالا رفته، ورودی جدید 500 تومنه! اصفهانیه تا فیهاخالدونش میسوزه، میگه: یعنی چی؟! مگه سر گردنست؟! آدم به خودش برینه به صرفه‌تره! خلاصه باز شاکی میاد بیرون، یکم راه میره، میبینه الانه که وسط آدم و عالم برینه به خودش، زود بر میگرده، باحال زار یک پونصدی میده، میگه: بیا بابا اینم 500 تومن. باز صاب توالت یک ابرو میندازه بالا، میگه: تــُـچ! چون تو مضیقه‌ای ورودیت میشه هزار تومن! اصفهانیه که دیگه عرق از بناگوشش سرازیر شده بوده، میگه: بابا سگ خور! بیا اینم هزار تومن، بزار برم برینم! خلاصه میره تو. مردک توالت‌چی(!) میبینه یک ربع گذشت، نیم ساعت گذشت، یک ساعت گذشت، آقا نیومد بیرون. میره در توالت رو باز میکنه، میبینه اصفهانیه با کمربند خودشو دار زده، یک یادداشت هم گذاشته که: "کسی که تو این گرونی فرق گوز و ان رو نمیفهمه فقط واسه مردن خوبه"!  

یه خانواده اصفهانی بعد از یک هفته که موز خریدند مردند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چون برای اینکه مزه موز نره دیگه اب نخوردند  

گروه خونی اصفهانیا -ab

یه بار یک نفر میخواسته یه اصفهانی رو بکشه تو غذاش موز میرزه  

در زمان قدیم قانونی در تلگراف بود که اگر نام یکی از ماههای سال باشد پول آن کلمه گرفته نمی شد حالا لطیفه: یک سربازر اصفهانی در جنگ تیر می خورد به او میگویند اگر تلگرافیی داری بگو تا برایت ارسال کنیم او می گوید بله یک تلگراف دارم به نامزدم برسانید و حالا متن تلگراف : آ ذر مهر ابان بهمن تیر خرداد آ مرداد......(وهیچ پولی نداد)  

یه روز یه اصفهانی موز می خوره معده اش Eror (پیام خطای کامپیوتر)میدهد  

اصفهانیه پسرش بعد از ده سال از آمرکا برمیگرده میبینه پدرش یک متر ریش داره پسره میپرسه بابا چرا ریش گذاشتی پدرش میگه :آخه مادرت رو طلاق دادم ریش تراش هارو با خودش بردست .  

یه اصفهانی داشت نوار روزه گو ش میداده می زنه آخرش ببینه شام میدن یا نه  

بچه یه اصفهانی شکم درد میگیره میبرنش بیمارستان دکتره بعد از عمل از اتاق عمل میاد بیرونو میگه الحمد و لله عمل با موفقیت انجام شد و ما این سکه 5 ریالی رو از شکم بچه در اوردیم اصفهانیه میره جلو میگه آقای دکتر اول 5 ریال ما رو بدین تل حسابمون با هم قاطی نشه .  

یه اصفهانی با برق خونه همسایشون خودکشی میکنه.  

اصفهانیه بچه اش را نصیحت می کرد و می گفت:پسرم سعی کن همیشه سر به زیر باشی چون سه خوبی داره:اولا همه میگن چه پسر با ادبی. دوماهیچ وقت یقه پیراهنت کثیف نمی شه. سوما:اگه پولی روی زمین افتاده باشه اولین کسی که آن را پیدا می کنه تو هستی پسرم......



  کلمات کلیدی :
نظرات ()
 
 




 
 
مطالب پیشین
 

     
 
 



 
 

Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by http://amirreza19994.persianblog.ir
Design By : wWw.Theme-Designer.Com